در صبح روز یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱، رئیسجمهور وقت ایالات متحده، جرج بوش پسر، در یک مدرسه در فلوریدا مشغول به صحبت با دانشآموزان بود که ناگهان اخبار وحشتناکی از نیویورک به گوش رسید. در حالی که او در حال ارایهٔ درسهایی به کودکان بود، شاشات تلویزیون به طور زنده تصاویر تیره و گرانی از دود و آتش که از دو برج مرکز تجارت جهانی برمیخاست را نشان میدادند. این حادثه نه تنها قلب آمریکا را لرزاند، بلکه به شکلی بیسابقه، مسیر سیاستهای خارجی این کشور را دگرگون کرد.
تأثیرات فوری و گسترده
حادثهٔ ۱۱ سپتامبر به سرعت به یک بحران ملی تبدیل شد و واکنشها به آن، ویژه و در عین حال غیرمنتظره بود. دولت آمریکا با اعلام جنگ علیه تروریسم، به کشورهای مختلفی از جمله افغانستان حمله کرد و این آغازگر یک سری جنگها و عملیاتهای نظامی بود که تا سالها ادامه یافت. از آن زمان به بعد، مفهوم امنیت ملی و تهدیدات جهانی به شدت تغییر کرد و سیاستهای خارجی آمریکا تحت تأثیر این رویداد قرار گرفت.
دولتهای جدید، به ویژه در خاورمیانه، با تغییرات جدی در رویکردهای خود مواجه شدند. در حالی که برخی کشورها به همکاری با ایالات متحده در مبارزه با تروریسم روی آوردند، دیگران به شدت علیه سیاستهای واشنگتن واکنش نشان دادند و این امر موجب تشدید تنشها و بحرانهای جدید در منطقه شد.
تغییرات در سیاستهای داخلی و جهانی
پس از این حادثه، نه تنها سیاستهای خارجی ایالات متحده دستخوش تغییر شد، بلکه در سیاستهای داخلی نیز، تب و تابهای امنیتی و نظارتی به شدت افزایش یافت. قوانین جدیدی به تصویب رسید که بسیاری از حقوق مدنی را تحت تأثیر قرار داد و نگرانیهای زیادی را در مورد حریم خصوصی و آزادیها به وجود آورد.
به طور کلی، ۱۱ سپتامبر یک نقطهٔ عطف در تاریخ معاصر محسوب میشود، که بازتابهای آن هنوز هم در سیاستهای جهانی و روابط بینالمللی محسوس است. این روز، یادآور درد و رنج بسیاری از خانوادهها است و همزمان، درسی از قدرت تغییرات ناگهانی در تاریخ بشریت.
الجزیره فارسی
روایت خاورمیانه



