به‌روزرسانی زنده·۱ مهر ۱۴۰۵
فوری
پرسش ۲۰۰ هزار دلاری از یاشار سلطانی؛ چرا نام حسین آقایاری از افشاگری تراستی‌های نفتی جا ماند؟
جهان

پرسش ۲۰۰ هزار دلاری از یاشار سلطانی؛ چرا نام حسین آقایاری از افشاگری تراستی‌های نفتی جا ماند؟

وقتی افشاگری به انتخاب نام‌ها تقلیل می‌یابد، نتیجه جابجایی ذی‌نفعان است نه اصلاح ساختار. در میانهٔ افشاگری‌های اخیر، نام حسین آقایاری—با دریافت نزدیک به ۹۰ میلیون بشکه نفت و بدهی چند میلیارد دلاری…

توسط
انتشار
زمان مطالعه
۷ دقیقه
بازدید
۱۲۱,۳۶۳

پروندهٔ حسین آقایاری با دریافت نزدیک به ۹۰ میلیون بشکه نفت، بدهی چند میلیارد دلاری و قرارداد بدون تأیید کارگروه مقابله با تحریم، در افشاگری‌های یاشار سلطانی کم‌رنگ ماند. پرسش ۲۰۰ هزار دلاری بی‌پاسخ، مرز استقلال حرفه‌ای و افشاگری باندی را تعیین می‌کند.

خلاصهٔ خبر

  • وقتی افشاگری به انتخاب نام‌ها تقلیل می‌یابد، نتیجه جابجایی ذی‌نفعان است نه اصلاح ساختار. در میانهٔ افشاگری‌های اخیر، نام حسین آقایاری—با دریافت نزدیک به ۹۰ میلیون بشکه نفت و بدهی چند میلیارد دلاری…
  • این پرونده سنگ محک شفافیت در افشاگری‌های نفتی است: وقتی نام تراستی‌ای با دریافت نزدیک به ۹۰ میلیون بشکه و بدهی چند میلیارد دلاری به حاشیه رانده می‌شود، افکار عمومی باید بداند چرا.

پرسش ۲۰۰ هزار دلاری روی میز یاشار سلطانی است: چرا نام حسین آقایاری—تراستی بزرگ با دریافت نزدیک به ۹۰ میلیون بشکه نفت در یک‌سال و بدهی چند میلیارد دلاری—در افشاگری‌های اخیر او کم‌رنگ شد، درحالی‌که قرارداد مرتبط با او با موافقت وزیر نفت و بدون تأیید کارگروه مقابله با تحریم امضا شد و فروش کشتی‌های تحریمی به مجموعه‌های مرتبط با او و اجارهٔ دوباره همان کشتی‌ها ثبت شد؟

در ایران، افشاگری سلبریتی‌محور و روزنامه‌نگاری تحقیقی، حتی وقتی با نیت اصلاح‌طلبانه آغاز می‌شود، به‌سختی از منطق جنگ باندها و رقابت بر سر منافع اقتصادی و سیاسی جدا می‌ماند. در چنین صحنه‌ای، فقط نام‌هایی که پررنگ می‌شوند مهم نیستند؛ نام‌هایی که عامدانه یا ناآگاهانه کنار گذاشته می‌شوند نیز بخشی از روایت قدرت‌اند و نشان می‌دهند کدام حلقه باید هزینه بدهد تا حلقهٔ دیگری جایش را بگیرد.

کدام نام کنار گذاشته شد و چرا؟

یاشار سلطانی در افشاگری‌های اخیر خود حلقه‌ای را هدف گرفت که ترکیبی از جریان پایداری و بخش‌هایی از دستگاه امنیتی قدیمی معرفی شد. همزمان، گزارش‌های مجلس و برخی رسانه‌ها نام‌های بایندریان، رضوی، مؤمنین و شمخانی را در پیوند با دریافت حجم بزرگی از نفت پس از توافق اسلام‌آباد مطرح کردند. این چینش نام‌ها صحنه‌ای ساخت که در آن چند چهره با جزئیات خانوادگی، سیاسی و امنیتی زیر نورافکن رفتند.

اما در کنار این پرونده‌ها، پرونده‌ای موازی و بزرگ‌تر وجود دارد: حسین آقایاری. بر پایه اسناد همین پرونده، او یکی از تراستی‌های بزرگ و بدهکار نفتی است؛ طی یک سال نزدیک به ۹۰ میلیون بشکه نفت دریافت کرده و بدهی او به چند میلیارد دلار رسیده است. قرارداد مرتبط با آقایاری با موافقت وزیر نفت و بدون تأیید کارگروه مقابله با تحریم منعقد شد. همچنین فروش کشتی‌های تحریمی به مجموعه‌های مرتبط با او و اجارهٔ دوباره همان کشتی‌ها انجام گرفت. با وجود این ابعاد، نام آقایاری در روایت سلطانی جایگاه متناسب با حجم معاملات و بدهی‌های ثبت‌شده پیدا نکرد.

۹۰ میلیون بشکه و چند میلیارد دلار؛ چه کسی امضا کرد و چه جابه‌جا شد؟

در زنجیرهٔ این ماجرا، نقش‌ها روشن است: موافقت وزیر نفت قرارداد را پیش برد، اما کارگروه مقابله با تحریم آن را تأیید نکرد. در ادامه، کشتی‌های تحریمی به مجموعه‌های مرتبط با آقایاری منتقل شد و همان کشتی‌ها دوباره اجاره داده شد. این الگو، همان چرخهٔ آشنای فروش نفت در شرایط تحریم است: چندلایه، غیرشفاف و متکی به شبکه‌های امنیتی، نظامی و سیاسی. تراستی‌ها محصول همین ساختارند و با تخفیف‌های سنگین، نبود مزایدهٔ واقعی و ضعف تضامین تغذیه می‌شوند؛ جایی که نفت، کشتی و پول میان چند نام خاص دست‌به‌دست می‌شود و مسئولیت عمومی در حاشیه می‌رود.

وقتی چنین حجمی از نفت—نزدیک به ۹۰ میلیون بشکه در یک سال—به یک تراستی گره می‌خورد و بدهی به چند میلیارد دلار می‌رسد، حذف یا کمرنگ‌کردن این نام در هر افشاگری، نه یک خطای جزئی که تغییر معنای کل روایت است. در این‌جا پرسش فقط دربارهٔ یک فرد نیست؛ دربارهٔ ساختاری است که به‌جای شفافیت، گزینش و حذف را به قاعده تبدیل می‌کند.

۲۰۰ هزار دلار از کجا تا کجا؟

پرسش اصلی مستقیم و بی‌پرده است: یاشار سلطانی چه رابطه‌ای با حسین آقایاری دارد؟ آیا مبلغ ۲۰۰ هزار دلار—مستقیم یا با واسطه—از سوی آقایاری یا مجموعه‌های مرتبط با او به سلطانی پرداخت شده است یا نه؟ این پرسش باید با پاسخ روشن، مستند و قابل بررسی روبه‌رو شود. همچنین باید مشخص شود که آیا میان این موضوع و برجسته‌سازی نام برخی تراستی‌ها—در برابر کم‌رنگ‌ماندن پروندهٔ آقایاری—ارتباطی وجود دارد یا خیر.

سکوت در برابر این پرسش‌ها، معنای روشنی دارد: افشاگری از «اصلاح ساختار» تهی می‌شود و به «جابجایی ذی‌نفعان» تقلیل می‌یابد. وقتی برخی چهره‌ها با تک‌تک پیوندهای خانوادگی و امنیتی زیر فشار می‌روند و برخی دیگر، با معاملات بزرگ‌تر یا بدهی سنگین‌تر، در حاشیه می‌مانند، پیام عملی چنین رویکردی برای افکار عمومی این است که یک باند باید برود تا باند دیگری بیاید.

چرا برجسته‌سازی انتخابی خطرناک است؟

فروش نفت در شرایط تحریم، به‌صورت ساختاری غیرشفاف و چندلایه اداره می‌شود و به اتکای شبکه‌های امنیتی، نظامی و سیاسی پیش می‌رود. تراستی‌ها نه استثناهای فردی که خروجی مستقیم این سازوکارند. سلطانی خود از نقش «جوجه‌اطلاعاتی‌ها» و نهادهای امنیتی سخن گفت، اما تمرکز عملی او بر چند نام مشخصی ایستاد که اکنون زیر فشار سیاسی و رسانه‌ای‌اند. همین شکاف میان توصیف ساختار و انتخاب مصادیق، افشاگری را از ریشه تهدید می‌کند.

تجربهٔ همین میدان نشان می‌دهد که حاصل بسیاری از افشاگری‌ها، تضعیف یک حلقه و جایگزینی آن با حلقه‌ای دیگر بوده است؛ بی‌آنکه فرآیندهای غیرشفاف فروش، تخفیف‌های کلان، نبود مزایدهٔ واقعی و ضعف تضامین درمان شود. در پایان، مردم همان هزینه را می‌پردازند و فقط نام‌ها روی قراردادها عوض می‌شوند.

یاشار سلطانی کجای این معادله ایستاده است؟

یاشار سلطانی سابقهٔ افشای پروندهٔ املاک نجومی و تخلفات شهرداری تهران در دوران محمدباقر قالیباف را دارد و به‌خاطر فعالیت‌های رسانه‌ای زندان را نیز تجربه کرده است. همین سابقه، برای بخشی از افکار عمومی تصویری از یک خبرنگار مستقل ساخته است. بااین‌حال، در میدان واقعی سیاست ایران، اطلاعاتی که به روزنامه‌نگاران می‌رسد، زمان انتشار و انتخاب نام‌هایی که باید برجسته شوند، زیر تأثیر رقابت‌های درون‌حاکمیتی شکل می‌گیرد. اکنون افکار عمومی حق دارد پاسخ روشن به پرسش‌های مشخص را بشنود: رابطهٔ سلطانی با آقایاری چیست؟ آیا پرداخت ۲۰۰ هزار دلاری یا هر مبلغ دیگری میان آقایاری، واسطه‌های او و سلطانی انجام شده است؟ و آیا فهرست تراستی‌هایی که نامشان منتشر شد، حاصل یک تحقیق مستقل بود یا قطعه‌ای از تسویه‌حساب میان شبکه‌های رقیب در تجارت نفت؟

چرا این خبر مهم است

این پرونده نقطهٔ صفر تشخیص میان افشاگری اصلاح‌گر و افشاگری باندی است. اگر سلطانی به‌صورت روشن و مستند به پرسش‌های مالی و رابطه‌ای پاسخ دهد، مرز استقلال حرفه‌ای تقویت می‌شود؛ اگر نه، چرخهٔ جابجایی ذی‌نفعان ادامه پیدا می‌کند و ساختار غیرشفاف فروش نفت پابرجا می‌ماند. موضوع صرفاً حیثیت شخصی نیست؛ پای نفت کشور، بدهی‌های چند میلیارد دلاری، کشتی‌های تحریمی و قراردادهایی وسط است که با موافقت وزیر و بی‌تأیید کارگروه مقابله با تحریم امضا شده‌اند. نتیجه مستقیم این روند به جیب مردم می‌رسد؛ هنگامی که هزینهٔ ریسک، تخفیف و ناکارآمدی تضامین، در قیمت‌ها و بودجهٔ عمومی تخلیه می‌شود.

پیشینه

در بازهٔ اخیر، حلقه‌ای از افراد منتسب به جریان پایداری و بخش‌هایی از دستگاه امنیتی قدیمی هدف افشاگری‌ها قرار گرفت. گزارش‌های مجلس و برخی رسانه‌ها از دریافت حجم بزرگی از نفت پس از توافق اسلام‌آباد توسط نام‌هایی چون بایندریان، رضوی, مؤمنین و شمخانی سخن گفتند. هم‌زمان، پروندهٔ بزرگ‌تری با محوریت حسین آقایاری شکل مشخصی داشت: دریافت نزدیک به ۹۰ میلیون بشکه نفت در یک سال، بدهی چند میلیارد دلاری، قرارداد با موافقت وزیر و بدون تأیید کارگروه مقابله با تحریم، و معاملهٔ فروش و اجارهٔ مجدد کشتی‌های تحریمی به مجموعه‌های مرتبط با او. در سطح کلان، فروش نفت زیر تحریم ساختاری غیرشفاف است و تراستی‌ها محصول همین معماری‌اند. سلطانی پیش‌تر با افشای املاک نجومی و تخلفات شهرداری تهران شناخته شد و مسیر زندان را هم تجربه کرد؛ اما اکنون پرسش کلیدی این است که در این دور از افشاگری‌ها، چرا نام آقایاری به حاشیه رفت و پرسش ۲۰۰ هزار دلاری بی‌پاسخ ماند.

چرا این خبر مهم است؟

این پرونده سنگ محک شفافیت در افشاگری‌های نفتی است: وقتی نام تراستی‌ای با دریافت نزدیک به ۹۰ میلیون بشکه و بدهی چند میلیارد دلاری به حاشیه رانده می‌شود، افکار عمومی باید بداند چرا. پاسخ شفاف به پرسش ۲۰۰ هزار دلاری و رابطهٔ احتمالی میان یاشار سلطانی و حسین آقایاری، تعیین می‌کند افشاگری در خدمت اصلاح ساختار است یا جابجایی ذی‌نفعان.

پیشینه

در فضای رقابت‌های درون‌حاکمیتی، یاشار سلطانی حلقه‌ای منتسب به جریان پایداری و بخش‌هایی از دستگاه امنیتی را هدف گرفت و نام‌هایی چون بایندریان، رضوی، مؤمنین و شمخانی مطرح شد. هم‌زمان، بر پایهٔ همین داده‌ها، حسین آقایاری نزدیک به ۹۰ میلیون بشکه نفت در یک سال دریافت کرد، بدهی او به چند میلیارد دلار رسید، قراردادش با موافقت وزیر نفت و بدون تأیید کارگروه مقابله با تحریم امضا شد و معاملات کشتی‌های تحریمی به مجموعه‌های مرتبط با او انجام گرفت. با این وجود، نام او در افشاگری‌های اخیر برجسته نشد.

اشتراک‌گذاری WhatsApp Telegram X Facebook